گزینش، استخدام و به کارگماری

نظام جامع گزینش و استخدام

بدون شک مهمترين سرمایه استراتژيک يک جامعه و به تبع آن يک سازمان، نيروي انساني است که از ارزشي بسيار والا برخوردار است. مديريت منابع انساني به معنی بهره گيري از نيروي انساني، درجهت نيل به اهداف فردي و سازماني است که از جمله کلیدی ترین فرایندهای آن شامل جذب، گزینش و استخدام مي گردد. يک سازمان بدون توجه به عامل انساني خود مطمئنا نخواهد توانست به اهداف و رسالت خود جامه عمل بپوشاند. گزينش و استخدام دقیق و بهره گیری صحيح از نيروي انساني، افزايش کارايي، موفقيت، برتري رقابتي و در يک کلام نيل تکامل سازماني را به دنبال خواهد داشت.

 انتخاب صحيح کارکنان از اهميت زيادي برخوردار است؛ زيرا انتخاب نامتناسب، (يعني انتخاب کساني که توانايي و شايستگي انجام دادن کار را ندارند يا کساني که بعد از مدتي سازمان را ترک مي کنند)، هزينه هاي سنگيني به سازمان تحميل مي کند. لذا توجه و برنامه ریزی در جهت تدوین یک سیستم صحیح گزینش امری ضروری به نظر می رسد. این سیستم می بایست از ابتدای طرح ریزی بر اساس اطلاعات صحیح، پردازش دقیق و تحلیل و به کارگیری مناسب بنا گردد. به گونه ای که، از تعیین معیار های آن  گرفته تا تصمیم گیری برای استخدام، باید بر اساس رویکردهای علمی و معتبر صورت پذیرد.

 

این نظام جامع دارای سه زیرسیستم جذب، گزینش و استخدام می باشد. فرایند جذب به معني جستجو و يافتن شمار بسنده اي از کاندیداهای شغلي بالقوه، با شايستگي قابل توجه است. كارمنديابي، فرايندي است كه به وسيله آن كساني كه به نظر مي رسد  توانايي بالقوه اي براي عضويت در سازمان و انجام دادن وظايف محول دارند. به گونه ای سازمان بتواند از ميان آنان، شايسته ترين افراد را براي پاسخگويي به نيازهاي شغلي خود برگزيند.

گزينش و به كارگماري ستون فقرات سازمان ها يعني منابع انساني را پديد مي آورند. از راه گزينش و به كارگماري كارآمد است كه سازمان ها مي توانند، آن منابع انساني را كه به احتمال زياد با نيازهايشان سازگار هستند و احتمالا بهره وري سازمان را افزايش مي دهند، به دست آورند. پس از گزینش داوطلبین، تصمیم گیری نهایی در رابطه با آن ها صورت گرفته، فرایندهای استخدام را طی کرده و وارد سازمان می شوند.

نسبت گزینش و اصل سودمندی

نسبت گزینش، نسبت افراد پذيرفته شده به شمار افراد درخواست كننده تعريف مي شود. براي مثال هرگاه تنها 10 نفر از ميان 200 نفر داوطلب استخدام شوند. نسبت گزينش   يا  5%‌ ميباشد. به طور كلي هرگاه نسبت گزينش يك نظام گزينش كوچك تر باشد،‌ يعني هرگاه تعداد كارجويان،‌ برشمار مشاغل خالي فزوني داشته باشند، آن نظام گزينش داراي ارزش بالاتري است.

اصل سودمندی به معنی این است که نرخ پيش­بيني به شكلي نمايان بر نرخ پايه فزوني يابد. نرخ پيش­بيني اشاره به شمار تصميم­هاي درست در برابر كل تصميم­هاي گرفته شده دارد و نرخ پايه بيان­گر نسبت كارجوياني است كه در كار، به هرصورت موفق مي­شوند، حتي اگر به تصادف برگزيده شوند. این اصل زمانی رعایت می شود که سیستم جذب و گزینش دارای اعتبار پیش بین بالایی باشند.

با توجه به مواردی که اشاره شد، یک سیستم جامع گزینش و استخدام زمانی دارای کارایی می باشد که دارای ویژگی هایی به این ترتیب باشد:

  • ایجاد مخزن بزرگی از متقاضیان استخدام
  • تعیین معیارهای دقیق گزینش منحصر به سازمان بر اساس روش های آماری
  • تدوین و استاندارد سازی فرآیند جذب، گزینش و استخدام منحصر به سازمان
  • اجرای سنجش های دقیق بر روی متقاضیان استخدام
  • سنجش دانش و مهارت های فنی و تخصصی از طریق ابزارهای معتبر
  • سنجش ویژگی های و مهارت های روان شناختی به وسیله ابزارهای معتبر
  • تحلیل و تفسیر نتایج حاصل از سنجش ها و یکپارچه سازی اطلاعات
  • ایجاد بهینه ترین هم خوانی و تعادل میان ویژگی های شغل و ویژگی های کارکنان
  • انجام مطالعات اعتباریابی در رابطه با عملکرد کارکنان پس از استخدام
  • تعیین فرآیندهای تکمیلی استخدام (جامعه پذیری، آموزش، کارراهه)
  • و موارد دیگر

موسسه روان پژوهان هیرکان با تکیه بر تجارب خود در زمینه طراحی و اجرای آزمون های استخدامی در سازمان های مختلف، و همچنین بهره مندی از متخصصین در حوزه های روان سنجی، روان شناسی صنعتی و سازمانی و مدیریت منابع انسانی، مجموعه جامعی از ابزارها و فرایندهای جذب، گزینش و استخدام را پدید آورد. در این مجموعه تلاش شده تمامی اصول حرفه ای در سنجش های فنی، روان شناختی و آمار مورد ملاحظه قرار گیرد. به نحوی حداکثر روایی، اعتبار و کارآیی در سیستم جامع گزینش و استخدام حاصل آید.

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال